شاخص های کلیدی عملکرد

شاخصهای کلیدی عملکرد

یکی از ابزارهای هوشمندسازی کسب و کار یا همان هوش تجاری BI که به مدیر و صاحب کسب و کار کمک میکند تا وضعیت فرایند های مختلف سازمان را بررسی و نقاط ضعف و قدرت را شناسایی نماید ، شاخص های کلیدی عملکرد یا همان KPI ها هستند. تیم مدیرفا در این مقاله شاخص های کلیدی عملکرد فرآیند تولید را بررسی مینماید. پس از مطالعه مقاله هر پرسشی را با مشاوران ما میتوانید در میان بگذارید.

شاخص‌های کلیدی عملکرد(KPI)

KPI یا شاخص کلیدی عملکرد یا همان متریک تولید یک معیار کاملاً تعریف‌شده برای نظارت، تجزیه و تحلیل و بهینه سازی فرآیندهای تولید با توجه به کمیت، کیفیت و همچنین جنبه‌های مختلف هزینه است. آنها بینش های تجاری ارزشمندی را برای دستیابی به اهداف سازمانی به تولیدکنندگان می دهند.

امروزه کنترل و بهینه سازی کل فرآیند تولید، حصول اطمینان از اینکه تجهیزات در سطح بهینه کار می کنند و کاهش مداوم هزینه های تعمیر و نگهداری، از عناصر ضروری رشد مثبت در صنعت هستند. روی آوردن به تجزیه و تحلیل تولید راهی مشخص است که می توان با استفاده از معیارهای تعاملی و خودکارسازی بسیاری از جنبه های مدیریت داده، به این رشد دست یافت.

با این اوصاف، در اینجا لیست کاملی از 18 شاخص کلیدی عملکرد تولید و معیارهایی که هر سازنده باید بداند آمده است:

شاخص‌های کلیدی عملکرد در تولید

1- حجم تولید(PRODUCTION VOLUME) : مقداری که می توانید تولید کنید

Evaluate your production volume over time

KPI تولید ما یک نمای کلی از آنچه کارخانه های شما می توانند در یک ماه، یک بازه‌ی زمانی یا یک سال تولید کنند به شما ارائه می دهد. پس از آن، تصویر بزرگی از آنچه که کسب و کار شما در حال انجام است و مدت زمان آن را، خواهید داشت. مقایسه آن با دوره های مشابه قبلی با کمک داشبورد، نشانگر خوبی از تکامل، برای جلوگیری از ناهنجاری ها، پسرفت یا پیشرفت است. به همین ترتیب، اندازه‌گیری اینکه کدام دستگاه چه درصد تولید را تشکیل می‌دهد، می‌تواند به شما ایده‌ای از عملکرد و اهمیت آن‌ها بدهد – هیچ‌کس نمی‌خواهد دستگاه تولیدی 45 درصدی را بدون پلنB، خراب ببیند.

  • حجم تولید خوب حجمی است که تقاضا را برآورده کند اما موجودی زیادی در انبارها باقی نگذارد.

2- زمان توقف تولید (PRODUCTION DOWNTIME): تعمیر و نگهداری خود را تجزیه و تحلیل و بهینه کنید

Optimize your maintenance regularly

یکی از مهمترین معیارهای تولید برای ردیابی، زمان توقف تولید است. اگر ماشین‌های شما کار نمی‌کنند، نتیجه پولی است که نمی‌توان به دست آورد: کاهش زمان از کار افتادن به حداقل باید هدف شماره یک شما باشد تا از سود از دست رفته بیشتر جلوگیری کنید. هنگامی که توقف تولید رخ می دهد، لازم است دلایل وقوع آن را گزارش کنید، زیرا این تنها راهی است که می توانید مشکلات را ردیابی کنید، آنها را ارزیابی کنید و سپس آنچه را که باید حل شود تصدیق کنید.

همچنین می‌توان زمان توقف را برنامه‌ریزی کرد، زمانی که تجهیزات نیاز به تعمیر و نگهداری دارند، یا در زمان استراحت و نوبت‌های ناهار: به این ترتیب، نه تنها می‌توانید آن را بهینه کنید، بلکه با جلوگیری از از کار افتادن ماشین‌ها، یا تمام شدن موجودی‌ها، آن را تحت کنترل نگه دارید.

  • سعی کنید تا جایی که می توانید زمان توقف خود را کاهش دهید. نظارت به شما در بهبود فرآیندها، افزایش سودآوری و ارزیابی اثربخشی تجهیزات کمک می کند.
شاخصهای کلیدی عملکرد

3- هزینه های تولید (PRODUCTION COSTS): نظارت بر هزینه های ضمنی در تولید

Monitor the costs implied in the production

هزینه تولید بر اساس محصول مشخص می کند که هر جزء از محصول شما چقدر هزینه دارد. تقسیم این معیار تولید به انواع مختلف هزینه ها به شما می گوید که کدام یک بیشترین سهم را در واحد شما دارند و اگر می خواهید هزینه های مختلفی را که می توانند بهینه سازی شوند ردیابی کنید، می تواند به شما کمک کند.

ردیابی این هزینه های تولید در طول زمان چیز خوبی است برای دانستن اینکه چگونه آنها تکامل می یابند و اگر می توانید در پایان روز، زیر قیمت هدف برای هر واحدی که تعیین کرده‌اید بمانید تا آن را سودآور کنید.

  • هزینه‌های کلی هر واحد کسب‌وکارتان را در یک چرخه تولید اندازه‌گیری کنید، و ببینید آیا این شما را با توجه به قیمت فروش که می‌خواهید تعیین کنید، سودآور می‌کند یا خیر.

4- اثربخشی کلی عملیات (OVERALL OPERATIONS EFFECTIVENESS (OOE)): کارایی عملیاتی خود را ارزیابی کنید.

یکی از معیارهای تولید که شامل در دسترس بودن در محاسبات و همچنین زمان استاندارد و زمان Off Standard است، اثربخشی کلی عملیات ((OOE، به زمان کل عملیات به عنوان حداکثر مقدار نگاه می کند. این بدان معناست که باید عملکرد را با کیفیت و در دسترس بودن ضرب کنید، جایی که در دسترس بودن برابر است با زمان تولید واقعی تقسیم بر زمان عملیات.

  • این معیار را ردیابی کنید تا تصویر واضح‌تری از نحوه اجرای فرآیند تولید و بهبود در طول زمان داشته باشید.

5- اثربخشی کلی تجهیزات(Overall Equipment Effectiveness (OEE)) : کارایی برنامه ریزی شده را ارزیابی کنید.

Assess the scheduled efficiency of your equipment

      اگر نیاز دارید که تصویر کاملی از KPI های با کیفیت در تولید ترسیم کنید، باید اثربخشی کلی تجهیزات(OEE) را نیز لحاظ کنید. این معیار فقط شامل زمان برنامه ریزی شده است، بنابراین، اگر دستگاه برنامه ریزی نشده باشد یا تعمیر و نگهداری انجام شود، OEE این زمان را در نظر نمی گیرد. اساساً این شاخص عملکرد، کیفیت و در دسترس بودن، 3 پارامتر این شاخص هستند و یک عدد بین 0 تا 1 خواهد بود

شاخصهای کلیدی عملکرد KPI

6- عملکرد کل تجهیزات موثر (TOTAL EFFECTIVE EQUIPMENT PERFORMANCE(TEEP)) : اثربخشی کلی را پیگیری کنید

Monitor the overall efficiency of your equipment

در مقایسه با OEE که زمان تولید برنامه‌ریزی‌شده را اندازه‌گیری می‌کند، کل عملکرد موثر تجهیزات (TEEP) شامل کل ساعاتی است که در دسترس داریم، یعنی 24 ساعت در روز، 365 روز در سال. مشابه سایر معیارهای متمرکز بر اثربخشی، این KPI تولید نیز در دسترس بودن، عملکرد و کیفیت را در نظر می گیرد. در یک دنیای عالی، TEEP به 100٪ می رسد، به این معنی که تسهیلات و خطوط تولید همیشه با سرعت مطلوب و بدون محصولات معیوب کار می کند. هدف این است که تا آنجا که ممکن است درصد را افزایش دهید و در واقع پتانسیل های استفاده نشده ای را که تسهیلات شما با آن سروکار دارد شناسایی کنید. به این ترتیب، شما به عنوان یک تولید کننده، این امکان را دارید که بدون سرمایه گذاری در تجهیزات جدید، تولید را افزایش دهید.

  • این معیار به شما کمک می کند تا ارزیابی کنید که چه مقدار از فرآیند تولید را استفاده نمی کنید. بنابراین، منطقی است که آن را به طور منظم برای ارزیابی مجدد برنامه تولید خود پیگیری کنید.

7- استفاده از ظرفیت (Capacity Utilization): استفاده از ظرفیت‌های خود را به حداکثر برسانید.

Maximize the use of your capacities

از چه مقدار از ظرفیت موجود در خط تولید خود استفاده می کنید؟ این یکی از معیارهای کارایی تولید است که به این سوال مهم پاسخ خواهد داد. تجهیزات گران هستند، ساختمانی که تولید شما در آن قرار دارد – گران است، ماشین‌هایی که کالاهای شما را تولید می‌کنند – گران است. نکته این است که استفاده از ظرفیت را به حداکثر برسانید تا ماشین‌های شما در یک زمان چرخه ایده‌آل کار کنند و تعیین کنند که آیا باید تولید خود را مقیاس‌بندی کنید یا متوجه شوید که آیا در این فرآیند مشکل دارید یا خیر. مشکلات می توانند باعث زیان های پولی و ناکارآمدی در مدیریت ظرفیت شما شوند، جایی که هر ماشین و محصول مهم است.

  • ظرفیت های خود را به حداکثر برسانید تا از تأثیرات بر اثربخشی ماشین ها و امکانات خود جلوگیری کنید. در غیر این صورت در درازمدت با ضرر مالی مواجه خواهید شد.

8- تراکم نقص (Defect Density): اقلام آسیب دیده را فورا ردیابی کنید.

Track the damaged items right away

ارزیابی تراکم نقص یک کار مهم در محیط تولید است. این یک شاخص کلیدی کیفیت است که اندازه گیری آن آسان است. تراکم نقص تعداد محصولات معیوب را بر تعداد کل محصولات تولید شده مشخص می کند. یک معیار تولید مانند این به شما امکان می دهد کیفیت محصولات مختلف خود را با هم مقایسه کنید. در شناسایی مناطقی که مشکلات در آنها رخ می دهد مفید است و به شما امکان می دهد اقدامات لازم را برای اصلاح آن انجام دهید. کار کردن با این معیار در کنار سایر معیارهای مناسب به افزایش کارایی در فرآیند تولید شما کمک نموده و در نهایت از هزینه های بیهوده  جلوگیری می کند.

  • سعی کنید تراکم نقص خود را تا حد امکان پایین نگه دارید و آن را با معیارهای صنعت ( صنایع مشابه خود )  مقایسه کنید.

9- نرخ بازگشت (Rate of Return): تعداد کالاهایی که پس داده می شوند را محاسبه کنید.

Measure how many items are sent back

نرخ بازگشت، درصد محصولاتی که مشتری به شما برمیگرداند را ارزیابی می‌کند. برگشتی های محصول، هزینه‌هایی هستند که می‌توان از آنها اجتناب کرد، زیرا آنها محصولاتی هستند که باید دوباره پردازش شوند. آنها ممکن است به هر دلیلی به شما مرجوع شده باشند: نقص، بسته بندی اشتباه، عدم انطباق، و غیره. انجام این کار نه تنها باعث صرفه جویی در هزینه شما می شود، بلکه تصویر بهتری را در چشم مشتریان خود به دست می آورید که شما را قابل اعتمادتر می بیند. شما همچنین می توانید ارزیابی کنید که کدام محصولات بیشتر در معرض بازگشت هستند تا تجزیه و تحلیل  کنید و اقدام های اصلاحی مناسب را به وجود آورید.

  • سعی کنید نرخ بازگشت را تا حد امکان پایین نگه دارید و دلایل برگشتی ها را برای محصولات مختلف خود ارزیابی کنید.
شاخصهای کلیدی عملکرد

10- تحویل به موقع (On-Time Delivery): اطمینان حاصل کنید که محصولات شما به موقع تحویل داده می‌شوند.

Ensure your products are delivered on time

فهرست برجسته‌ترین نمونه‌های KPI تولیدی ما با تحویل به موقع ادامه می‌یابد. این یک معیار ساده است که درصد محصولات تحویل به موقع را نشان می دهد و هدف باید 100٪ باشد. مشتریان مهم هستند و اگر محصولات شما را به موقع دریافت کنند، رضایت آنها افزایش می یابد و رابطه شما با مشتریان شکوفا می شود. در یک یادداشت جانبی، اگر کارمندان شما موفق شدند 100٪ تحویل را به موقع انجام دهند، منطقی است که به آنها پاداش دهید و انگیزه آنها را قوی نگه دارید. در اینجا منطقی است که برنامه تولید واقعی را حفظ کنید، موجودی دقیق مواد را حفظ کنید، و فرهنگ متمرکز بر کیفیت ایجاد کنید – مشتریان شما در نهایت سپاسگزار خواهند بود.

  • هر چه این درصد بیشتر باشد، شانس بیشتری برای افزایش رضایت مشتری دارید. فراموش نکنید که به کارمندان خود نیز پاداش دهید.
شاخصهای کلیدی عملکرد

11- درست اولین بار (Right First Time): عملکرد فرآیند تولید خود را درک کنید.

Measure your production performance

نیاز به دوباره کاری یک محصول پرهزینه است و ناکارآمدی خاصی را در زنجیره تامین شما نشان می دهد. با استفاده از این معیار تولید، می‌دانید که هر چند وقت یک‌بار می‌توانید چیزی را بدون هیچ نقصی در کل فرآیند تولید تولید کنید. پس از اندازه گیری نسبت دوباره‌کاری خود، حرکت مهم این است که بررسی کنید که در کجا و چه زمانی شکست رخ می دهد، علت اصلی این موضوع را پیدا کنید و روی آن کار کنید تا از مشکلات مشابه در آینده جلوگیری کنید. مقایسه آن با دوره های زمانی مشابه در طول سال ها تحلیل جالبی است. تعیین درصد هدف نیز انگیزه خوبی برای عملکرد بهتر است.

  • اولین بار درست = (تعداد محصولات بی عیب و نقص / کل محصولات) x هنگامی که این نسبت را ارزیابی کردید، هدفی را تعیین کنید که می خواهید از آن فراتر بروید.

12- گردش دارایی (Asset Turnover): دارایی های خود را در رابطه با درآمد خود تصدیق کنید.

Acknowledge your assets in relation to your revenue

گردش دارایی در واقع بیشتر جنبه مالی دارد تا یک KPI تولیدی. با این حال، به دلیل بینش های مهمی که ارائه می دهد، در بسیاری از صنایع مختلف بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. این نشان دهنده ارزش درآمد (یا فروش) کسب و کار شما نسبت به ارزش دارایی های شما است. این یک شاخص کارایی خوب برای ارزیابی اینکه آیا دارایی‌های شما ارزش تولید می‌کنند یا خیر، بسیار مهم است، و اگر در یک صنعت دارای دارایی سنگین مانند صنعت تولید خودرو تکامل پیدا کنید، اهمیت بیشتری دارد. مقایسه این نسبت جالب است، اما فقط در همان صنعت قابل انجام است

  • گردش دارایی = درآمد / کل دارایی ها.
  • هرچه این نسبت بالاتر باشد بهتر است، زیرا به این معنی است که شما درآمد بیشتری به ازای هر تومان دارایی ایجاد می کنید.

13- هزینه های واحد (Unit Costs): هزینه های واحد خود را در طول زمان پیگیری و بهینه کنید.

Track & optimize your units’ costs over time

این KPI تولید، کل هزینه های مربوط به تولید یک کالا، از جمله هزینه های ثابت و هزینه های متغیر را ارزیابی می کند. این هزینه واحد را نیز می توان برای نشان دادن تمام هزینه ها (کار، انبارداری، تجهیزات، مواد و غیره) تجزیه و آنالیز کرد که ورودی‌های اصلی چیست و چه مقدار در کل نشان می دهد. توجه داشته باشید که گاهی اوقات، به عنوان مثال، به دلیل هزینه های انرژی فرار، نمی توان آنها را به دقت اندازه‌گیری کرد. نشان دادن آنها با یک روند در طول زمان به تجزیه و تحلیل تکامل کمک می کند و ببینید آیا کسب و کار شما می تواند زیر هزینه های واحد هدف ثابت بماند تا محصولی سودآور داشته باشید یا خیر.

  • فرآیندهای تولیدی را که می توانید برای کاهش هزینه های واحد در طول زمان بهینه سازی کنید، شناسایی کنید.

14- بازده دارایی (Return On Assets): ببینید کسب و کار شما چقدر نسبت به دارایی هایش سودآور است.

Track your company’s capacity to generate profit

بازده دارایی (ROA) یکی دیگر از معیارهای تولیدی است که به عنوان گردش دارایی از فروش قرض گرفته شده است. این شاخص نشان می دهد که کسب و کار شما چقدر نسبت به دارایی های کلی شما سودآور است. به این معنا که این شاخص میزان کارآمدی شما در استفاده از دارایی ها برای تولید سود را اندازه گیری می کند. از آنجایی که این KPI به شما می گوید که چه درآمدی از سرمایه ای که سرمایه گذاری کرده اید ایجاد شده است، این می تواند به عنوان بازگشت سرمایه (ROA) نیز دیده شود. این شاخص خوبی برای عملکرد است زیرا هم به صورت سود و هم دارایی هایی که یک شرکت برای حمایت از فعالیت های تجاری خود نیاز دارد، می پردازد.

  • بازده دارایی = درآمد خالص / کل دارایی.
  • بار دیگر، هر چه این درصد بیشتر باشد، برای شرکت شما بهتر است. معیاری برای سایر مشاغل در صنعت خود قرار دهید.

15- هزینه های نگهداری (Maintenance Costs): هزینه های تجهیزات خود را در دراز مدت ارزیابی کنید.

Evaluate how much your equipment costs

پس از ارزیابی دارایی های خود، میزان تولید آنها و درآمدی که از آنها به دست می آورید، نمی توانید اجازه دهید آنها پژمرده شوند، بنابراین تعمیر و نگهداری مورد نیاز است. به همین دلیل است که اندازه‌گیری این KPI تولید برای دانستن اینکه کدام تجهیزات به کار بیشتری نسبت به سایرین نیاز دارند، منابع باید در کجا متمرکز شوند و چه نوع اقدامات پیشگیرانه می‌تواند برای بهینه‌سازی آن تعمیر و نگهداری برای آینده انجام شود، بسیار مهم است. یک هزینه هدف برای نگهداری صحیح که پول کافی برای سرمایه گذاری های دیگر کنار بگذارد، تعیین کنید و سعی کنید به آن برسید. هزینه های پیشگیرانه و اصلاحی خود را مقایسه کنید، زیرا اولی اگر به خوبی انجام شود باید دومی را کاهش دهد.

  • سعی کنید هزینه های نگهداری را در طول زمان بهینه کنید و هدف خود را بر اساس آن تنظیم کنید.

16- درآمد به ازای هر کارمند (Revenue Per Employee): موفقیت نیروی کار خود را اندازه گیری کنید.

Measure the success of your workforce

، این KPI برای تولید سیگنال قوی برای ارزیابی سطح کارایی و بهره‌وری می‌دهد – هر چه این مقدار بیشتر باشد، بهره‌وری بیشتر است.به این روش محاسبه می شود : با تقسیم درآمد شرکت بر تعداد کارکنان فعلی. در اصل، موفقیت یک شرکت تولیدی را نشان می دهد و به بخش مالی متصل است زیرا مستقیماً شامل هزینه ها می شود. این KPI در تولید معمولاً توسط مدیریت سطح C  نظارت می شود، زیرا تصویر واضحی از اینکه آیا کسب و کار در حال رشد است یا نیاز به ارزیابی و بهینه سازی استراتژیک اضافی دارد را نشان می دهد. به خاطر داشته باشید که درآمد با توجه به موقعیت جغرافیایی، یارانه ها و سطح اتوماسیونی که در تسهیلات گنجانده شده است تغییر می کند. هزینه نیروی کار ارزان‌تر به معنای اتوماسیون کمتر است زیرا نیروی انسانی بیشتری می‌تواند ماشین‌ها را در اختیار بگیرد.

  • اطمینان حاصل کنید که درآمد هر کارمند شما به طور پیوسته در حال رشد است تا اطمینان حاصل شود که کل شرکت در مسیر توسعه پایدار است.
شاخصهای کلیدی عملکرد

17- حجم ضایعات (Wastes Volume)

مقدار ضایعات علاوه بر نشان دادن میزان محصولات معیوب یک سازمان، بیانگر محصولاتی است كه عیوب به وجود آمده در آنها در حدی نیست كه قابل اصلاح، تعمیر و بازكاری باشند. حتی محصولات با درجه كیفی پایین تر که ممکن است با قیمتی کمتر از بهای محصولات سالم به فروش رسد را می‌توان جزء آمار ضایعات محسوب کرد.

18- گردش موجودی (Inventory Turns): گردش موجودی خود را بهینه‌سازی کنید.

چرخش موجودی معیاری است از تعداد دفعات چرخش موجودی، و هم از نظر MRO (نگهداری و تعمیرات) و هم از نظر موجودی محصول مفید است. اگر موجودی شما سریعتر از آنچه که بتوانید یک کالا را تولید کنید به گردش در می‌آید، ممکن است نشانه‌ای از این باشد که باید بهره‌وری را به نحوی بهبود بخشید. از سوی دیگر، اگر خیلی کم باشد، ممکن است مدت زیادی روی محصول نگه دارید و بیشتر از آنچه نیاز دارید برای نگهداری آن هزینه کنید.

  • برای اکثر تولید کنندگان، موجودی MRO حتی یک بار در سال تغییر نمی کند، که اغلب باعث افزایش هزینه های حمل می شود.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.