استراتژی یکپارچه عمودی رو به عقب

قسمت اول تعریف استراتژی های فرد ار دیوید

دسته اول استراتژی ها : استراتژی یکپارچه

نوع اول : یکپارچه عمودی رو به پایین ، رو به عقب یا عقبگرد

در این نوع استراتژی سازمان درتلاش است که با یک سری از فعالیت ها مانند خرید کل یا مقداری از سهام و یا راه اندازی مجدد یک کسب و کار ،تسلط خود را بر روی تامین کنندگان خود افزایش دهد . بدین معنا که ان چیزی را که برای تولید خود و یا خدمات خود خریداری مینماید به عنوان مواد اولیه ، ملزومات و یا خدماتی که بصورت اولیه وارد سازمان می شود را ، خود سازمان تولید کرده ویا سهام ان شرکت ها را خریداری نماید تا میزان تسلط خود را بر روی انها افزایش دهند. مهمترین دلیل این کار این است که شاید تامین کنندگان نمی توانند  مواردی چون میزان کیفیت مورد نظر ، هزینه یا زمان تحویلی که سازمان مد نظر دارد را اجرا نماید.

در کل دیدگاه مایکل پورتر و فرد ار دیوید در زمینه استراتژی ،مبحث مزیت رقابتی و قدرت چانه زنی  می باشد. در کل استراتژی های یکپارچه (یکپارچه عمودی رو به بالا و یکپارچه عمودی رو به پایین ) بر روی قدرت چانه زنی سازمان کار می کند. سازمان زمانی یکپارچه  عمودی رو به عقب را کار می کند که قدرت چانه زنی تامین کنندگان بالا رفته و می خواهد ان را پایین بیاورد و زمانی روی یکپارچه رو به بالاکار می کند که قدر چانه زنی مشتریانش بیشتر شده و می خواهد این قدرت چانه زنی را پایین بیاورد بطورکلی می توان گفت یکی از مهمترین پارامترها که در سازمان ها برروی بهبود انها ،کیفیت انها و پیشرفت انها تاثیرمی گذارد مبحث  ورودی ها می باشد چه مواد اولیه باشد چه ملزومات باشد چه خدمات.

در این دسته از استراتژی ها سازمان ها سعی می کنند تو لید کنندگان و تهیه کنندگان این چنین مواد اولیه و الزمات و خدماتی را به تسلط خود در بیاورند.

یکی از دلایل مهمی که سازمان ها به سمت استراتژی یکپارچه عمودی رو به عقب می روند این است که تامین کنندگان نمی توانند نیازهای سازمان را با هزینه مناسب یا با کیفیت مناسب یا با زمان مناسب تامین بکنند و سازمان به سمتی می رود که این تامین کنندگان را در اختیار خود قرار دهد و میزان تسلط خود را بر روی انها بیشتر نماید که بتواند ریسک انها راکنترل بنماید یعنی دلیل اصلی این می تواند باشد که سازمان می خواهد که با کیفیت بهتری و با قیمت مناسب تری ودر زمان تحویل بهتری مواد اولیه اش را کسب بنماید که بتواند ریسک این تولید و خدمات را بهبود بخشد. به عنوان مثال کارخانه پروفیل UPVC  میرفتیم که این ها محصول پروفیل  UPVC در و پنجره تولید میکردن و برای تولید این پروفیل احتیاج به مواد اولیه زیادی داشتن که یکی از این مواد اولیه گسکت بود . گسکت همون لاستیکی است که دور در و پنجره می چرخه ، خب از چنتا تولید کننده خریدن و دیدن ، اون هزینه که میخوان اون کیفیتی که میخوان و اون زمان تحویلی که احتیاج دارن رو بهش نمیدن و تصمیم گرفتن با یک سرمایه گذاری خوب ، این محصول رو خودشون تولید بکنند گسکت رو خودشون تولید بکنند و این مشکلات را برای خودشون حل بکنند

مثلا تولید کننده بستنی رو در نظر بگیرید که تا الان چوب بستنی رو از ترکیه وارد میکرده و الان داره خودش تولید میکنه که میزان تولید را بالا برده دستگاه خریده برای چوب بستنی و چوب بستنی را خودش تولید بکنه که بتواند میزان کنترلش را بر روی چوب بستنی که بسیار مهم است در کیفیت  محصولش را افزایش دهد .از دیگر دلایلی که می توان داشته باشیم جهت استفاده از استراتژی یکپارچه عمودی رو به پایین ، اینکه میزان تولید تامین کنندگان و میزان تقاضایی که در کشور وجود دارد با یکدیگر فاصله داشته باشد یعنی تقاضا بیشتر باشد تا میزان تولید و این فرصت را بوجود بیاورد که سازمان سرمایه گذاری بنماید . اتفاقا حدود سال 93 یا 94 بود که مشاور یک سازمانی بودم کا ابنها ورق قلع اندود می خواستند که باهاش تولید بکنند ، ورق قلع اندود میزان مصرفش در ایران خیلی بیشتر از میزان تولیدش بود  و این شرکت خودش یک شرکت بازرگانی بوجود اورد که در ان شرکت بازرگانی ورق قلع اندود را وارد کرده و خودش استفاده می نماید . نکته خیلی جالب استراتژی های یکپارچه رو به عقب این است که وقتی شما این سرمایه گذاری را انجام می دهید و این استراتژی را برای خودتان پیاده سازی میکنید دیگر لازم نیست مثلا فقط برای خودت ورق قلع اندود وارد بکنید بلکه می توانید به دیگر تولید کننده ها بفروشید که این میزان تسلط شما را روی بازار و میزان شناسایی شما روی بازار و میزان اثر گذاری شما روی مصرف کننده و مشتری را خیلی افزایش داده و می تواند سود هم برای شما داشته باشد اما قطعا نقاط ضعفی هم در این استراتژی وجود خواهد داشت که به ان می پردازیم.

حالا که با استراتژی یکپارچه عقبگرد اشنا شدید احتمالا به این نتیجه می رسید که یک استراتژی بسیار پرکاربرده و سازمان ها خوب است که از ان استفاده بنمایند اما این استراتژی به دلایل عمده ای زیاد نمی تواند مورد استفاده عموم سازمان ها قرار بگیرد یعنی همه سازمان ها که این استراتژی برایشان مفید است شاید نتوانند این استراتژی استفاده بنمایند . سه دلیل عمده ان عبارت است از :

1. سرمایه گذاری : همان گونه که می دانید راه اندازی یک کسب و کار جدید یا راه اندازی دوباره تامین کننده یا خرید سهامش چه بصورت کلی چه بصورت جزئی احتیاج به یک سرمایه ای دارد که شاید همه سازمان ها نتوانند از پس این سرمایه گذاری و یا سرمایه گذاری مجدد برایند

2.دانش فنی : دانش فنی بیشترین اثر را میگذارد و کسانی که دوست دارند یکپارچه عقبگرد را استفاده بکنند و احتیاج دارند به این استراتژی ، دانش فنی ان تامین کننده را ندارند و نمی توانند از ان استفاده یکنند به علت خلاء دانشی و این ریسک را نمی توانند بدین صورت کنترل بنمایند

3.مطالعات اقتصاد سنجی : این استراتژی احتیاج به مطالعات اقتصاد سنجی و طرح توجیهی بسیار قوی دارد که سازمان ها شاید نتوانند از پس ان برایند.همانطور که توضیح داده شد فضای گستردهای از لحاظ دانشی ، منابع مالی و منابع انسانی دارد که سازمان انرا داشته باشد و از ان استفاده بنماید.

اما در شرایطی که بتوان از این استراتژی استفاده کرد یکی از استراتژی های بسیار قوی است که جایگاه سازمان را در صنعت و در بازار خیلی خوب بالا می برد و این خیلی بدرد خیلی از هلدینگ ها می خورد که اگر کار سرمایه گذاری یا هلدینگی کار می کنند در زنجیره یک محصول کار بکنند هم یکپارچه عقبگرد و هم یکپارچه رو به جلو را می توانند در هلدینگ خودشان داشته باشند کما اینکه مثلا در گلرنگ ما این را داریم و نمونه های دیگر در ایران ودر جهان وجود دارد که از این استراتژیهای یکپارچه استفاده کردند و نفوذ خودشان را به شدت بالا بردند و اقیانوس را برای خودشان ابی کردند از اقیانوس قرمز شنا کردند به سمت اقیانوس ابی . این استراتژی از دسته استرتژی هایی است که احتیاج به نقاط قوت بسیار زیادی دارد فرصت های زیادی دارد و باید در ان تامین کننده یا ان مواد اولیه یا ان خدماتی که دارید از ان صحبت می کنید ضعف وجود داشته باشد تا بتوانیم از این نقاط قوت و فرصت ها استفاده بکنیم و این نقاط ضعف را پوشش دهیم.

جمع بندی :

در قسمت اول سریال استراتژِهای مایکل پورتر و فرد ار دیوید یکپارچه عمودی رو به پایین یا عقبگرد استراتژی است که در ان شما سعی می کنید میزان تسلطتان بر روی تامین کنندگان را افزایش دهید و این استراتژی ، استراتژی پیروز است زمانیکه شما سرمایه مورد نیاز ، بازار ، فرصت مورد نیاز ، منابع انسانی و دانش فنی مناسبی در این زمینه داشته باشید . در نظر داشته باشید که استراتژی های یکپارچه از نوع استراتژی هایی هستند که روی مزیت رقابتی شما کار می کنند کلا همه استراتژی مایکل پورتر و فرد ار دیوید در زمینه مزیت رقابتی هستند اما این دوتا استراتژی مزیت رقابتی به شما خواهند داد که شاید خیلی سخت بقیه سازمان ها بتوانند به ان برسند پس اگر شرایط استفاده از این استراتژی ها را دارید حتما یکی از انتخابهاتون استراتژی های یکپارچه عمودی رو به جلو یا رو به عقب باشد تا بتوانید نام خودتان را بیاورید صدر ان بازار همیشه گفته ام برای اینک در یک صنعت بتوانید پول در بیاورید باید یک ان صنعت باشید ، رهبر ان صنعت باشید نفر دوم و نفر سوم بدرد نمی خورد استراتژی اقیانوس ابی شما باید نفر اول و رهبر باشید باید انقدر قوی باشید که همه از روی دست شما کپی بکنند یکپارچه ها را استفاده بکنید حتما می توانید به این نقطه برسید.

استراتژی

دیدیم و شنیدیم که استراتژی های یکپارچه عمودی رو به جلو یا رو به عقب چی هست و به جه درد سازمانها می خورد. بیایید از تجربه شما در سازمانها استفاده بکنیم . نظر شما در مورد این استراتژی چی هست ؟ کجا ها این استراتژی به درد سازمان ها می خورد ؟ نقاط قوت و نقاط ضعف این نوع استراتژی چی هست ؟ و ایا تجربه ای دارید ؟ سازمان ایرانی یا خارجی می شناسید که از این استراتژی استفاده کرده ؟ و ایا در سازمان خودتان تا حالا از این استراتژی استفاده کردید ؟ ویا اگر تا حالا استفاده نکردید تا حالا انتخابش کردید که از ان استفاده بکنید که نشده؟ و چه دلایلی وجود داشته که نشده ؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *